تبليغاتX
زندگی در یک کلام وحید طالب لو

زندگی در یک کلام وحید طالب لو

وبلاگ تعطیل شد

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388 12:58 بعد از ظهر توسط پرشیا |


به به سلام بعد از مدتها ميخوام راجع به اس اس بنويسم و البته از او حريف كشكيش (منظورم تيم لنگه) من يه پيشنهاد واسه باشگاهمون دارم بيان با امير خان قرارداد مادام العمر ببندن فكر كن؟ آرش امسال كجا؟ آرش پارسال كجا؟ ميثم امسال كجا؟ ميثم پارسال كجا؟ پژمان امسال كجا؟پژمان پارسال كجا؟ اصلا تيم امسال كجا؟ تيم پارسال كجا؟ با اينكه براي ناصر خان خيلي احترام قائلم ولي تيمو به باد داد فيروز كريمي هم كه بدتر.... اس اس امسال قهرمانه شك نكن استقلاليه با تعصب لنگيام كه دنباله بهونه ميگردن اين افشين لوك و ديپورت كنن با اون كريم عمله

+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387 6:26 بعد از ظهر توسط پرشیا |


 

جنجال در نشست خبري سرمربي استقلال
قلعه‌نويي: يك سروگردن از پرسپوليس بالاتر بوديم
قطبي كسي نيست كه درباره‌ي من صحبت كند
غفلت كوشكي سه امتياز را از ما گرفت

سرمربي تيم فوتبال استقلال تهران گفت : ...



از عملكرد تيم استقلال راضي و از نتيجه‌ي بازي ناراضي هستم.

امير قلعه‌نويي پس از تساوي تيم‌هاي پرسپوليس و استقلال در جمع خبرنگاران اظهار كرد: بايد به تماشاگران تبريك بگويم كه شاهد يك بازي جوانمردانه بودند و خوشحالم تمامي كساني كه به ورزشگاه آمدند و چه در پاي گيرنده‌ها، اين بازي را ديدند و از تماشاي جذابيت‌هاي آن لذت بردند. تيم استقلال در 30 دقيقه‌ي نخست بازي به دنبال پرس بر تيم حريف بود كه خوشبختانه به اهداف‌مان رسيديم اما، داور يك پنالتي صد درصد براي ما نگرفت و همچنين يك موقعيت تك به تك براي برهاني را به اشتباه آفسايد اعلام كرد. ضمن آنكه برهاني يك ضربه را نيز در سه قدم دروازه‌ي حريف از دست داد.

وي افزود: در10 دقيقه‌ي پاياني براي حريف تله‌گذاري كرديم و در حالي كه در ميان دفاع حريف فضاهايي براي نفوذ وجود داشت، آرش برهاني را براي تصاحب موقعيت در ميان مدافعان پرسپوليس متمركز كرديم كه او چندين بار صاحب توپ شد.

سرمربي تيم استقلال ادامه داد: در نيمه‌ي دوم دستور كار ما بار ديگر پرس حريف بود كه از همين راه به گل نيز رسيديم. پس از آن پرسپوليس تا اندازه‌اي فشار بر دروازه‌ي ما را بيشتر كرد كه بيشتر حاصل خلاقيت فردي بود نه تاكتيك تيمي. ما بيژن كوشكي را به زمين فرستاديم تا با دفاع من تو من علي كريمي را مهار كند و در اين مورد نيز موفق بوديم به گونه‌اي كه حريف به بازي با توپ‌هاي بلند روي آورد كه به طور دقيق همان خواسته‌ي ما بود. در اين نيمه آرش برهاني و يدالله اكبري در يك موقعيت چهار به يك فرصت‌هاي خوب گلزني را از دست دادند و در نهايت در حالي كه پرسپوليس همان طور كه دلخواه ما بود بازي مي‌كرد، يك لحظه بيژن كوشكي از وظيفه‌اش غافل شد تا نتوانيم سه امتياز بازي را بدست آوريم.

قلعه‌نويي ادامه داد: پرسپوليس در نيمه‌ي دوم به غير از يك تك به تك توره و يكي، دو شوت از راه دور فرصت ديگري نداشت و همان طور كه گفتم فرصت‌هاي اين تيم بيشتر به دليل خلاقيت‌هاي فردي بود تا كارهاي تاكتيكي.

قلعه‌نويي درباره‌ي واكنش‌اش نسبت به بيژن كوشكي پس از پايان بازي گفت: به كوشكي برنامه داديم تا كريمي را مهار كند و زماني كه يار مستقيم كوشكي يعني كريمي گل مي‌زند، طبيعي است كه نشان مي‌دهد كوشكي اشتباه كرده است.

وي افزود: زماني كه تيم ما بازي را با تساوي به پايان مي‌رساند و كادر فني و هواداران استقلال از اين نتيجه ناراحت هستند، يعني آ‌نكه تيم ما يك سروگردن از پرسپوليس بالاتر بوده است.

قلعه‌نويي درباره‌ي تعويض‌هايش نيز گفت: پس از تعويض‌هاي ما چندين موقعيت گل داشتيم اما، پرسپوليس موقعيت گل چنداني نداشت.

وي خطاب به خبرنگاران گفت: درست است كه پرسپوليس سوار بر بازي بوده است، اما اگر شما مربي‌گري بلد بوديد، مي‌دانستيد كه سوار بازي بودن با موقعيت ساختن تفاوت مي‌كند. پرسپوليس در نيمه‌ي دوم همان طور كه ما مي‌خواستيم بازي مي‌كرد البته تعويض جباري تا اندازه‌اي بر كار تيمي ما تاثيرگذار بود. ما ابتدا با آوردن كوشكي قصد داشتيم تا علي كريمي را از بازي خارج كنيم كه اين كار به خوبي انجام شد سپس قصد داشتيم تا در 20 دقيقه‌ي پاياني علي عليزاده را به جاي جان‌واريو خارج از زمين كنيم تا نتيجه را به دست آوريم و حتي تعداد گل‌هايمان را افزايش دهيم اما، زماني كه جباري مصدوم شد، چاره‌اي نداشتيم كه در سومين تعويض او را از زمين خارج كنيم. در واقع ما قصد داشتيم مانند بازي با راه‌آهن بازي را با دو مهاجم به پايان برسانيم اما اينگونه نشد و بازي به تساوي كشيده شد.

قلعه‌نويي درباره‌ي وقت كشي بازيكنان استقلال گفت: من نمي‌دانم بازي 15 دقيقه وقت اضافي داشت يا چهار دقيقه. تصور مي‌كنم اين سوالات مغرضانه است. از اين چهار دقيقه، دو دقيقه‌ي آن هم براي مصدوميت واعظي دروازه‌بان پرسپوليس گذشت.

وي هم‌چنين در پاسخ به سوال خبرنگاري پيرامون استفاده نكردن از بازيكنان با تجربه‌ي استقلال چون فرهاد مجيدي و تعويض سياوش اكبرپور نيز گفت: شما نبايد راجع به اينكه چه كسي به ميدان مي‌رود، سوال كنيد. شما تنها حق داريد درباره‌ي حركت كلي تيم سوال كنيد. من يك هفته با اين بازيكنان بوده‌ام و مي‌دانم كه بايد از كدام بازيكن استفاده كنم. سوالات شما كارشناسانه نيست و من كه روزي چهار ساعت بازيكنان را مي‌بينم، بهتر مي‌دانم كه بايد چه نفراتي به ميدان بروند.

سرمربي تيم استقلال تهران ادامه داد: به هيچ عنوان از نتيجه‌ي بازي راضي نيستم. زماني كه رقيب اصلي ما مساوي مي‌كند و جشن مي‌گيرد، طبيعي است كه ما بايد ناراحت باشيم. بايد روند بازي و موقعيت‌هايي كه از دست رفته است را بشماريد تا قدرت تيم استقلال مشخص شود.

قلعه‌نويي ادامه داد: ما در اين بازي چهار موقعيت بالاي 80 درصد را از دست داديم. ضمن ‌آنكه يك پنالتي به نفع ما گرفته نشد و داور در صحنه‌ي اعلام آفسايد نيز اشتباه كرد. ما بايد جريان بازي را كنترل مي‌كرديم و يك سوم دفاعي فضاي تيم حريف را براي آرش برهاني باز مي‌كرديم كه پرسپوليس هيچ گاه متوجه اين موضوع نشد.

قلعه‌نويي ادامه داد: گلي كه تيم پرسپوليس به ثمر رساندن بر روي يك پاس 70 متري و در واقع يك توپ "بكش زيرش" بود كه بيژن كوشكي يار مستقيم خود را نگرفت اما،‌ در مقابل ما چهار بار در عمق دفاع پرسپوليس تك به تك شديم.

قلعه‌نويي درباره‌ي قضاوت بازي نيز گفت: تصور مي‌كنم در دقيقه‌ 60 بازي زماني كه تماشاگران پرسپوليس شروع به اعتراض و پرتاب صندلي كردند، روند سوت‌هاي داور بازي تغيير كرد و به ضرر تيم استقلال چرخيد. در هر صورت ما بايد با اين شرايط كنار مي‌آمديم.

قلعه‌نويي درباره‌ي تعداد موقعيت‌هاي دو تيم نيز گفت: من كامپيوتر در ذهنم ندارم كه بخواهم اين سوال را جواب دهم اما، آنها يك موقعيت بيشتر نداشتند در حالي كه استقلال دو موقعيت گل صد درصد داشت.

خبرنگاري با انتقاد از ادبيات امير قلعه‌نويي نسبت به تيم حريف گفت، قطبي بازي تيم شما را تحسين كرد كه قلعه‌نويي پاسخ داد: افشين قطبي كسي نيست كه بتواند درباره‌ي من صحبت كند.

او سپس به يكي از خبرنگاران كه سوالاتي را مطرح مي‌كرد، گفت: يا يك سوال بپرس و يا ساكت باش.

در شرايطي كه اطرافيان امير قلعه‌نويي در كنفرانس مطبوعاتي بارها نظم اين نشست را در انتقاد به سوالاتي كه از سرمربي استقلال پرسيده مي‌شد، برهم مي‌زدند در نهايت درگيري لفظي ميان خبرنگاران بالا گرفت و قلعه‌نويي نيز محل كنفرانس مطبوعاتي را ترك كرد.

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387 8:10 بعد از ظهر توسط پرشیا |


یه ضرب المثل قدیمی هست که میگه :«خدا خر و دید که بش شاخ رو نداد» اما جدیداً توی کشور ما چیز هایی میبینیم که باید این ضرب المثل رو به شکل دیگه ای بنویسیم:« هر خری بالاخره یه روز شاخدار میشه! » نمونه چنین چیزی رو الان داریم در تیم ملی فوتبال می بینیم. البته نمی خوام خدای نکرده سر مربی تیم ملی رو بلا نسبت به خر تشبیه کنم .چون حداقل خر یه حیوان مطیعه اما سرمربی تیم ملی ماشالله هزار ماشا لله روجیه سرکشی شون ما رو یاد دختر های تازه بالغ شده و جهارده ساله می ندازه!

 

به هر حال همیشه این جوری نیست که خداوند ، خران عالم رو از داشتن شاخ محروم کنه ، بلکه بعضی وقت ها هم پیش میاد که بر اثر یک سهل انگاری میبینیم یک خر هم صاحب شاخ شده و اون وقته که شاهد اتفاقات عجیب و غریبی خواهیم بود.همانطور که الان در صحنه فوتیال کشور همچین چیزی رو میبینیم!

 

امروز یه ایمیل رو تنظیم کردم که در چند اپیزود قصد داره به علی دایی بپردازه.اگر چه فکر میکنم یه کم زبان ایمیل تنده. اما دقیقاً مثل زبان خود جناب آقای داییه.پیشاپیش از همه طرفداران علی آقا معذرت میخوام.ولی من انسانی(البته اگر انسان باشم!) هستم که وقتی پای مصالح ملی میاد و میبینم یه نفر کارهایی میکنه که تنها نتیجه اش قربانی شدن آرزو و امید هزاران جوان این مملکته ساکت نمیشینم و هر جوری شده فریاد میزنم. هر چند که بار ها بهاشو دادم .....علی دایی کسی بود که به ملت ایران خیانت کرد.کسی که در سالهای انتهایی فوتبالش(حدود 5 سال) باعث میشد تیم ملی ایران اگرچه 11 نفره بود اما در حقیقت 10 نفره به مصاف حریفان برود و امروز نیز این رویه رو در تیم ملی ایران ادامه میده.روحیه انحصار طلبی و قدرت طلبی ایشون امروز داره آرزوی هزاران جوان ایرانی رو برای رفتن به جام جهانی هدر میده.از خدا آرزومندم که من اشتباه کنم اما فکر میکنم ما امسال سال بدی رو خواهیم داشت.حداقل در زمینه فوتبال ملی

 

 

نام:علی دایی

لقب:.....70 ساله!

ویژگی های بارز شخصیتی:لجبازی-.باند بازی-انتقام طلبی-مصالح ملی را فدای مسائل شخصی می کند...

سن:خیلی!

افتخارات:بسیار زیاد

درجه محبوبیت:صفر!

جمله معروف:ببخشید آقای فردوسی پور!

 

 

اپیزود اول:

 

در روزگاران قدیم در دیار اردبیل کودکی پا به جهان گذاشت که نام وی علی گماردند. علی از کودکی علاقه زیادی به توپ داشت و شعار معروف اسطوره ورزش فوتبال یعنی جناب سوباسا اوزارا همیشه در ذهن این کودک بود:« توپ دوست ماست»

 

روزگاران گذشت و علی بزرگ شد و دست تقدیر یاری کرد و او را در جایی  که علی کوچکترین درک و تخصصی در آن نداشت قرار داد: فوتبال!

 

علی نوجوان بود و فوتبال بازی میکرد.

علی به جوانی رسید و همچنان فوتبال بازی میکرد.

علی به اواسط دوره جوانی رسید و همچنان فوتبال بازی میکرد

علی به دوره میانسالی رسید و کماکان فوتبال بازی می کرد.

علی به دوره سالمندی رسید و همچنان مشغول فوتبال بود .

علی به دوره فرتوتی رسید و  کما فی السابق فوتبال بازی میکرد.

علی فسیل گردید اما همچنان فوتبال بازی میکرد.

 

کار به جایی رسید که سازمان های جهانی همچون یونیسف و فیفا دست به کار شدند و با دادن مقام های سفیر صلح و این جور چیزا به صورت غیر مستقیم از علی جان خواستند فوتبال را کنار بگذارد و بیش از این در حق این رشته ورزشی ظلم ننماید و جوانان این مرز و بوم را از ورزش فراری ندهد!

 

نخیر آقا!  نشدکه نشد....علی آقا اعلام نمودند با قدرت به کار خود ادامه می دهند و همزمان با تولد دوازدهمین نوه خود فرمودند: قصد دارم در جام جهانی 2012 نیز بازی کنم!

 

 

روزهایی که علی این حرف را زد به عنوان روزهایی سیاه و تاریک در تاریخ ورزش ایران ثبت گردید.مردم افسرده گردیدند ، پژمرده گردیدند، خشک شدند ......فضای غم باری بر ورزش ایران سایه افکنده بود.هیچ امیدی به فردای روشنی نبود.....

 

در دوران فعالیت علی دایی در تیم ملی ایران به عنوان بازیکن، این تیم در 14 تورنمنت جذف گردید ،در 11 تورنمنت دیگر مفتضحانه اوت گردید، در 8 تای دیگر به شکل فاجعه آمیزی آبروریزی کرد و در 4 تا  هم اصلاً موفق نشد شرکت کند!

 

 

اپیزود دوم

 

-         آه خدای من این نور چی بود؟شما هم دیدید؟

-         فکر کنم هواپیماست.

-         نه بابا فکر کنم موشکه.

-         وای خدای من بهمون حمله شده این یه بمب هسته اییه

-         برو بابا تو هم شلوغش میکنی.من فکنم زورو باشه!

-         اسکول جان زورو مرده.اون بت منه.

-         نه به نظر من اون کسی نیست جز : هوخشتره!

 

خیر.... همه اشتباه می کردند.او کسی نبود  جز:امیر قلعه نویی! مربی جدید تیم ملی ایران.که با سیستم خرد جمعی ، خدا را شاکرم و آقا امام زمان به یاری تیم ملی آمد تا دوران سیاهی و نگون بختی فوتبال ایران را به پایان رساند.

 

بله علی دایی از ترکیب تیم ملی فوتبال ایران حذف گردید.....

 

البته امیر قلعه نویی نیز بعد ها با اینکه نتایج درخشانی با تیم ایران گرفت و یک تیم بحران زده را به جام ملت های آسیا رساند و در جام ملت ها نیز بدون باخت حذف گردید قربانی روابط حاکم بر فوتبال ایران گشت و غرق شد!

 

اپیزود سوم: 

 

-سلام داش ممد.خوبی حاجی؟علی هستم .علی کفاش.دادا میگم این مربی تیم ملی هر کاری میکنیم پیدا نمیشه.کیو بذاریم؟

- بی تربیت داش ممد چیه؟ناسلامتی من رییستم .بگو آقای علی آبادی.

- ای بابا باشه جیگر.دفعه بعد میگم.حالا بگو مربی تیم ملی رو چیکار کنیم؟

-من چه میدونم. یه اسکولی رو بزار دیگه!

-آهان باشه ناز ناری.چشم.اطاعت میشه

 

و این گونه بود که علی دایی مربی تیم ملی گردید!

 

 

 

اپیزود چهارم

 

-         سلام

-         سلام. ببخشید تو کی هستی؟من چرا نمبینم تورو؟

-         من وجدان تو بیدم!

-         ببخشید با من چیکار داری؟

-         یادته اون موقع که تو بازیکن بودی نذاشتند تعداد بازی های ملیت از هزار تا بیشتر بیشه؟

-         ببخشیدآره.حالا چیکار کنم؟

-         باید انتقام وگیری.

-         ببخشید چی کار کنم؟

-         اول باید اونایی رو که بیشتر از 100 تا بازی ملی دارند به تیم ملی دعوت نکنی.بعدش باید بهترین بازیکن های هر تیمی رو به تیم ملی دعوت کنی فقط دقت کن تعدادشون بیشتر از 3 تا نشه که بازی های اون تیم لغو بشه.در ضمن اوت تیم هایی هم که جلوی استقلال بازی دارند نباید هیچ بازیکنی ازشون به تیم ملی دعوت بشه تا بتونن با تمام قدرت بازی کنند.بعدشم این سایپا تیم خودمون فعلاً اوضاش قاراشمیشه.10-12 تا از بازیکناشو بفرست بیان تیم ملی تا بازی هاش لغو بشه!

-         ببخشید چشم

 

 

 

اپیزود پنجم:

 

-سلام آقای دایی.از طرف برنامه نود با تون تماس گرفتیم.معنی این کارهای شما چیه؟

-ببخشید کدوم کارها؟

-همین که...

-نخیر آقا نمیشه.من دوست ندارم.تیم سایپا...نه چیر ببخشید یعنی تیم ملی باید برای ما ارجحیت داشته باشه

-اما اخه آقای ....

-به من نگو آقا .تو هم با اون برنامه ات.هو نخند دارم حرف میزنم

-نه من نخندیدم فقط میخواستم ببینم که...

-اصلاً ببخشید چرا الان 70-80 هزار نفر توی استادیوم داد میزنن دایی فلان و دایی فلان.چطور اینا باید بشه؟!

-ببینید ....

-خودت ببین! کثافت هم خودتی

-ای بابا من کی گفتم...

-دستو بنداز.اصلاً ببین تا وقتی من مربی تیم ملی هستم نمیذارم هیچ کسی حق سایپا...نه چیزیعنی تیم ملی رو بخوره!

-آقای دایی بذارید من حرفم رو بزن .این قدر وسط حرف من نپرید.به من هم مهلت بدید آخه

-نخیر نمیشه.خدافظ!

 

 

اپیزود ششم

 

-با سلام و صلوات اخبار ورزشی امروز را تقدیم شما بینندگان عزیز میکنیم.تیم ملی ایران امروز در آخرین بازی مرحله مقدماتی رقابت های انتخابی جام جهانی در ورزشگاه آزادی و مقابل چشم 10 الی 12 تماشاگر مقابل تیم ملی امارت شکست خورد.تیم ایران با 8 بازی و 8 باخت در قعر جدول رده بندی این گروه قرار گرفت!

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 11:46 قبل از ظهر توسط پرشیا |


۱- استقلال تمرينات پرفشارى پشت سر گذاشت و اين نوع آماده سازى در چند سال اخير در ايران بى سابقه بود. با اين شرايط بازيكنان هنوز به شرايط آرمانى نرسيده اند و خستگى اردوى تركيه از بدن هايشان خارج نشده است. ۴ ، ۵ هفته طول مى كشد تا استقلال به همان شادابى و پرتوانى چند سال قبل تبديل شود. با اين حال استقلال در هفته اول مقابل ابومسلم به ميدان رفت و با انجام يك بازى كاملاً برتر نسبت به حريف با اختلاف ۲ گل اين تيم را برد و پيروز ميدان لقب گرفت. ۲- در بازى دوم، مقابل پگاه شرايط تفاوت داشت. طالب لو و كاظمى در اردوى تيم ملى بودند، روانخواه رباط پاره كرده بود، بيك زاده نرسيد و منيعى نيز مصدوميت جزئى داشت. با اين وجود استقلال مقابل پگاه در نيمه اول تيم برتر ميدان بود اما موقعيت هايش به گل تبديل نشد. نيمه دوم را پگاهى ها بهتر شروع كردند و توانستند روى اشتباه مدافع استقلال گل بزنند. بعد از گل، پگاه ۱۱ نفره دفاع كرد و نتيجه گرفت و صاحب ۳ امتياز شد. حق استقلال در اين مسابقه باخت نبود. استقلال بايد پيروز ميدان لقب مى گرفت اما نمى خواستند استقلال در اين ديدار برنده از ميدان خارج شود. ۳- قلعه نويى نمى تواند دايى را عامل باخت تيمش مقابل پگاه بداند اما دايى نيز در اين شكست بى تقصير نبود. استقلال فصل گذشته از نداشتن هافبك دفاعى ضربه زيادى خورد و حالا كه حسين كاظمى اين خلأ را در استقلال پر كرده است دايى با گرفتن او از استقلال لطمه زيادى به اين تيم وارد كرد. استقلال در اين ديدار از نداشتن يك توپ پخش كن خوب ضربه خورد و اگر حسين كاظمى بود قطعاً اجازه نمى داد استقلال از اين بابت به مشكل بربخورد.استقلال جانشينان خوبى براى طالب لو و كاظمى ندارد. نامدارى مدت زيادى است دروازه بانى نكرده است و آمادگى كامل ندارد. در پست حسين كاظمى هم هيچ بازيكنى در ليست استقلال وجود ندارد. ۴- در اين ۲ بازى تمام بازيكنان استقلال عملكرد مطلوبى داشتند اما معتقدم پيروز قربانى، مهدى امير آبادى، مجتبى جبارى و سياوش اكبرپور بهتر كار كردند و آماده تر از بقيه نشان دادند.
چند خطى براى امير
امير قلعه نويى پيش از آنكه منتقد بازى عليزاده و اشكان نامدارى باشد و بخواهد شكست استقلال را گردن اين ۲ بازيكن بيندازد و عليه تصميم گيرى هاى سرمربى تيم ملى جبهه بگيرد مى بايست توجه دقيق ترى به شيوه كار خسرو حيدرى، ميثم منيعى و آرش برهانى داشته باشد. به امير قلعه نويى حق مى دهيم كه به دليل در اختيار نداشتن مهره هاى كليدى اش نگران باشد و اعتراض كند اما وقتى مى شنويم او عمده دلايل شكست تيمش را گردن عليزاده و نامدارى مى اندازد به تحليل هاى فنى او شك مى كنيم. بهتر است امير قلعه نويى ۱۰۰بار ديگر فيلم بازى تيمش مقابل پگاه را نگاه كند و به دقت عملكرد اين ۳ بازيكن را زير ذره بين قرار دهد، البته قلعه نويى به درستى فهميد آرش برهانى هرگز نمى تواند بازيكنى مطرحى در خط حمله تيمش باشد. براى همين ميان ۲ نيمه مجال بازى را از برهانى گرفت. قلعه نويى اما در طول ۹۰ دقيقه هيچ گاه به بازى ضعيف و دور از انتظار خسرو حيدرى پى نبرد و شايد به دليل نداشتن مهره اى در جناح راست نتوانست اين بازيكن را از ميدان بيرون آورد. ميثم منيعى هم كه در نيمه دوم جانشين آرش برهانى شد ۳ بار ديگر بازى ملال آور خود را كه فصل پيش هم موى دماغ مربيان تيمش بود تكرار كرد. منيعى در بازى سازى اصلاً تبحر ندارد و بازيكنى در اختيار خود است تا اينكه در اختيار مجموعه تيمى اش باشد.اينكه قلعه نويى در گفت وگو با همكارانش تنها از عليزاده و اشكان نامدارى نام ببرد اوج بى انصافى است. امير قلعه نويى بايد دايره ديدش را وسعت بخشد و نگاهى دقيق تر به نحوه عملكرد بازيكنانش داشته باشد. شايد بهتر باشد امير قلعه نويى تعارف را كنار بگذارد و اين بازيكنان را از ليست ۱۸ نفره تيمش دور كند تا ترس خروج از استقلال اين عده را به خود آورد. هر چند كه معتقديم اين ۳ بازيكن با ادامه روند رو به افول شان به طور اتوماتيك وار از چرخه تيمى استقلال بيرون خواهند رفت چرا كه استقلال در اين فصل ابزار لازم براى تغييرات ناگهانى در سيستم و تركيبش را دارد.



چند صباحى است امير قلعه نويى و على دايى حسابى يكديگر را شرمنده مى كنند و صحبت هايى در مورد يكديگر مى كنند كه از ۲ مربى اسمى فوتبال بعيد است. سرمربيان مذكور مثل ۲ بازيكن جوان مقابل يكديگر ايستاده اند و حرف هايى كه نبايد بزنند نثار هم مى كنند. قلعه نويى و دايى هم در اين فوتبال آنقدر بزرگ شده اند كه نتوان به راحتى براى آنان يك ميانجى و ريش سفيد پيدا كرد. فكر نمى كنيم امير و على از كسى در اين فوتبال حرف شنوى داشته باشند و همين امر اوضاع را وخيم مى كند. و اما اين ماجرا از كجا شروع شد؟
•شروع داستان، حمله قلعه نويى
امير قلعه نويى زمانى كه سرمربى تيم ملى شد براى اولين بار على دايى را به اردو دعوت نكرد. دايى البته واكنش خاصى به اين موضوع نشان نداد. با اين حال مشخص بود كه او دل خوشى از اين اتفاق ندارد. موضوع مربوطه در همان زمان مسكوت ماند تا اينكه قلعه نويى را بدون هيچ دليل خاصى از تيم ملى كنار گذاشتند و بازيكنى كه خود به اردو دعوت نشده بود بعد از چند صباحى سرمربى ايران شد. هركسى هم به جاى امير بود از اين ماجرا ناراحت مى شد. با اين حال قلعه نويى هم عكس العملى در قبال اين ماجرا نشان نداد. البته به نوعى طرفين در تقابل با يكديگر به حالت تساوى رسيده بودند و در ظاهر كدورتى هم به چشم نمى خورد اما وقتى قلعه نويى به استقلال برگشت و در هفته دوم ليگ برتر فصل جارى ۲ بازيكن ملى پوش را در اختيار على دايى ديد زبان به انتقاد گشود. نيش انتقادهاى او زمانى بيشتر و عيان تر شد كه استقلال در رشت به پگاه گيلان باخت.
•حمله به سرمربى تيم ملى
او، على دايى را به خاطر ندادن حسين كاظمى و وحيد طالب لو به استقلال به توپ بست؛ ۱- دايى ادعا مى كند غيبت ۲ بازيكن در نتيجه بازى با پگاه تأثيرى نداشته است. اگر راست مى گويد خودش در يك بازى حساس نكونام را دعوت نكند. ۲- دايى راست مى گويد كه تيم ملى سال هاست درجا مى زند اما كاش دلايلش را مى گفت. البته من مى گويم؛ يكى از دلايل همين آقاى دايى بود كه بايد ۶ ، ۷ سال پيش فوتبال را كنار مى گذاشت تا جوان ها فرصت خودنمايى پيدا كنند. ۳- زمانى كه من تيم ملى را تحويل دادم در رنكينگ فيفا، اول آسيا بوديم اما حالا كجا هستيم؟ بهتر است اين آقا فكر مردم را منحرف نكند. ۴- بزرگترين هنر دايى فرارى دادن هواداران از ورزشگاه است. ۵- ناراحتى اين آقا به خاطر اين است كه بنده او را از تيم ملى خط زدم. ۶- كجاى دنيا ديده ايد كه سرمربى تيم يازدهم جدول (سايپا) سرمربى تيم ملى شود؟ ۷- تمام بازيكنانى كه دايى ادعا مى كند كشف كرده سال قبل در بازى هاى غرب آسيا توسط بنده انتخاب شده بودند.
•منتظر پاسخ هاى وحشتناك دايى در آينده باشيد
اين حرف هاى تند قلعه نويى به طور حتم در صورت ادامه از سوى على دايى پاسخ هاى وحشتناكى را در پى خواهد داشت. البته سرمربى تيم ملى مقدمه اى از حرف هاى ناگفته اش را در كنفرانس مطبوعاتى اخير به زبان آورده است. دايى با اشاره به صحبت هاى قلعه نويى در خصوص علت باخت استقلال مقابل پگاه گفت: ۱- متأسفانه بعضى ها طاقت باخت را ندارند و جوسازى مى كنند. تيمى كه متكى به ۲ بازيكن باشد اصلاً  تيم نيست. ۲- بازى اول را كه بردند دم از ۱۲ كيلومتر دويدن در تركيه زدند، البته حسين كاظمى آنجا نبود كه اينقدر بدود و طالب لو هم كه دروازه بان است. ۳- تيم بزرگى مثل استقلال كه نبايد با غيبت ۲ بازيكن ضربه بخورد. ۴- استقلال مال همه است. مال حجازى ها و حاجيلوها، نه فقط امير قلعه نويى. ۵- متأسفانه آقايان تلاش مى كنند تا هواداران استقلال را عليه تيم ملى تحريك كنند تا به من در ورزشگاه ها فحاشى شود. ۶- اگر فوتبال ايران درجا زده به خاطر همين برخوردها بوده است.
•حق با كيست؟
حرف كه نه حملات هر ۲ طرف را خوانديد و لابد در ذهن خود حلاجى هايى كرده ايد .با اين حال قصد داريم به همراه شما يك طرفه به قاضى نرويم. پس با ما همراه باشيد تا ببينيم اوضاع از چه قرار است؟
•دفاع از قلعه نويى
امير حق دارد بابت غيبت ۲ بازيكن خود و حضورشان در يك دوره از رقابت هاى ملى نه چندان معتبر و رسمى گله مند باشد. هر چه باشد او روى اين ۲ مهره كه اصلى هستند حساب ويژه اى باز كرده بود و دايى با كمى سختگيرى اين ۲ آبى پوش را آزاد نكرد.
•انتقاد از قلعه نويى
آقاى قلعه نويى! اگر قرار باشد بهترين بازيكنان را با بيشترين امكانات به شما تحويل دهند، هواداران شما را حمايت كامل كنند و... آنگاه به خاطر غيبت ۲ بازيكن به پگاه ببازيد با عرض شرمندگى بايد بگويم ايراد كار از شماست. قبول كه دايى سختگيرى كرده و ۲ مهره اصلى را به شما نداده اما به ياد داشته باشيد كه پگاه هم حسين ابراهيمى  را در اردوى تيم ملى دارد. رنگ استقلالى كه با ۲ بازيكن زمين گير شود، آبى نيست. به نظر مى رسد اين ۲ بازيكن بهانه اى شده تا حساب هاى شخصى را با دايى تسويه كنيد كه به نظر به هيچ عنوان منطقى و قابل توجيه نيست. قلعه نويى بايد بداند كه شخصيت كوچكى در فوتبال ايران نيست، به همين خاطر هر حرفى كه مى زند و هر اقدامى كه مى كند زير ذره بين است.
•دفاع از دايى
على دايى به عنوان سرمربى تيم ملى حق دارد هر بازيكنى را كه صلاح مى داند دعوت كند. ديگر اينكه اگر او به استقلال بازيكن نداده بيانگر بى انصافى وى نيست چون اين مورد را در خصوص همه تيم ها لحاظ كرده است. بنابراين نمى توان به او خرده گرفت.
•انتقاد از دايى
دايى صداى همه تيم ها را در آورده است. او مى توانست در ليست خود از آن بازيكنان سود ببرد كه واقعاً روى آنان نظر ويژه دارد. نه اينكه تعدادى را ببرد و روى نيمكت بنشاند يا فقط ۲۰ يا ۳۰ دقيقه از آنها استفاده كند. لااقل از هر تيم (غير از سايپا و سپاهان) فقط يك بازيكن نگه مى داشت چرا كه بازى سپاهان و سايپا كه خود به خود لغو شده بود. با اين حساب دايى بازيكن هم كم نمى آورد. او هم بايد بداند كه مقابله با قلعه نويى به نوعى خودزنى است.
•حرف آخر
كاش يكى از اين ۲ نفر سكوت اختيار مى كرد تا پرده ها دريده نشود. رخ به رخ شدن دايى و قلعه نويى نه به نفع استقلال و تيم ملى است، نه به نفع طرفين. هر چند هر يك از آنان در اتخاذ موضع عليه يكديگر حق داشتند اما متوجه موضوع اصلى نشدند كه همان حاشيه سازى است و اميدواريم هر بحثى دارند همين جا ختمش كنند. از ما گفتن بود والا جنجالى برخوردكردن قلعه نويى و دايى با يكديگر يعنى يك دنيا سوژه براى مطبوعات ورزشى و سود بردن آنها از اين ماجرا.



- «صداى پاى جنگ » را يك سال پيش شنيده بوديم، وقتى دايى و قلعه نويى به شليك تك تيرهايى به سمت يكديگر بسنده مى كردند اما نشانى از به صلح رسيدن نداشتند . آن روزها وضعيت دايى و قلعه نويى مثل پاكستان و هندوستان بود كه در اخبار تلويزيون خبر درگيرى هاى مرزى آنها را مى شنيديم. اين ۲ كشور با هم جنگى ندارند اما بين اين ۲ كشور آتش رد و بدل مى شود. وضعيت على دايى و امير قلعه نويى تا پيش از آغاز ليگ همين گونه بود. طرفين با هم مشكل داشتند اما «جنگ رسمى» در كار نبود. هرچه بود «تبادل آتش» بود در مناطق مرزى. جايى كه زير باران گلوله بودنش چندان اهميت ندارد.
۲- استارت جنگ را اما امير قلعه نويى زد كه شكست مقابل پگاه عصبانى اش كرد. قلعه نويى عصبانى از شكست مقابل پگاه، جنگ يكطرفه را با على دايى آغاز كرد و مواضع سرمربى تيم ملى را بمباران نمود. حمله شديد امير قلعه نويى به على دايى و انتقادات او از سرمربى تيم ملى جنگ و دعواى بين اين ۲ نفر را وارد مرحله جديدى كرد. مرحله جديد تنش ها فراتر از يك درگيرى مرزى بود. اين بار نيروهاى امير قلعه نويى وارد مرزهاى قلمروى على دايى شدند و به قصد فتح پايتخت پيشروى كردند.
۳- «تك» شديد امير قلعه نويى با «پاتك» على دايى جبران شد. دايى با تشكيل كنفرانس مطبوعاتى در محل فدراسيون فوتبال پاسخ تركتازى هاى امير قلعه نويى را داد و جنگ را وسعت بخشيد. حملات على دايى عليه امير قلعه نويى باعث شد تا پاى كشورهاى دوست و همسايه نيز به اين قضيه باز شود. دايى زيركانه پاى ناصر حجازى را به اين جنگ كشيد و ناصر حجازى هم با ميل خود وارد صحنه شد. دفاع ناصر حجازى از على دايى را بايد اوج زيركى على دايى دانست چرا كه دايى ضعف پايگاه مردمى خود را با محبوبيت ناصر حجازى جبران كرد.
۴- از ياد نبريد كه حجازى مربى على دايى بود و رابطه اين ۲ نفر به مراتب بهتر از رابطه «حجازى- قلعه نويى» بود. حجازى كه از قلعه نويى دل خوشى نداشت، آشتى مصلحتى اش با امير قلعه نويى و نان به هم قرض دادن هاى فصل قبل را از ياد برد و دوباره با امير قلعه نويى وارد جنگ شد. ورود حجازى به ميدان جنگ در حالى بود كه قلعه نويى و حجازى فصل قبل در اواسط كار فيروز كريمى در استقلال يك اتحاد مصلحتى براى تضعيف قدرت فيروز به وجود آوردند. اين ۲ كه مى دانستند پا گرفتن فيروز به معنى بقاى او در استقلال است و كنار ماندن هر ۲از تيم، به «صلح رومى» روى آوردند و جنگ با يكديگر را كنار گذاشتند. حذف فيروز كه قطعى شد «صلح» به پايان رسيد و «اتحاد مقدس» از هم پاشيد اما جنگى در كار نبود. قلعه نويى و حجازى از هم فاصله گرفتند و هر كدام راه خود رفتند، نه جنگ و نه صلح.
۵- شكست استقلال در رشت معادله را تغيير داد. حجازى كه خود در هفته دوم ليگ گذشته شكست مشابهى را در انزلى تجربه كرده بود، آماده انتقام گرفتن شد. آغاز جنگ «قلعه نويى- دايى» و پاس طلايى هوشمندانه دايى به حجازى - كه از نظر ارزش با پاس دايى به خداداد در بازى ملبورن برابرى مى كند!- يك گل طلايى را براى جبهه «دايى- حجازى» رقم زد. حالا زوج دايى- حجازى با امير قلعه نويى ۲ بر ۲ مساوى هستند.
۶- اتحاد «دايى- حجازى» به جنگ با «امير قلعه نويى» پرداخته. افكار عمومى پشت زوج «دايى- حجازى» است و قدرت رسانه اى به امير قلعه نويى تعلق دارد. دايى و قلعه نويى هر ۲ به يك اندازه نزد افكار عمومى مشكل دارند. هر ۲ نزد عامه، انسان هايى مغرور و خودرأى مى نمايند كه حرف حرف خودشان است.هر ۲ هم آنقدر در كارنامه خود ناكامى و شكست دارند كه از محبوبيت مطلق برخوردار نباشند.
۷- جنگ بازندگان، برنده اى ندارد. اين فرجام طبيعى نبردى است كه در ۲ طرف آن آدم هاى يكسان قرار دارند. اگر دايى تيم را هم به جام جهانى ببرد، در جام جهانى ناكام خواهد شد چرا كه ايران خواه ناخواه بازنده جام جهانى است، پس دايى ديرتر خواهد باخت.قلعه نويى هم قافيه را در آسيا واگذار خواهد كرد و اوضاع بهترى نخواهد داشت. جنگ آدم هاى لجباز برنده اى ندارد. در اين مورد شك نكنيد.
حجازی هم واسه ما شده کاسه داغ تر آش

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 11:38 قبل از ظهر توسط پرشیا |


على دايى سرمربى تيم ملى كشورمان صبح ديروز در كنفرانس مطبوعاتى خود به انتقاد از امير قلعه  نويى سرمربى تيم فوتبال استقلال پرداخت كه اظهارات او واكنش قلعه نويى را به دنبال داشت. سرمربى استقلال در اين باره گفت: دايى عيد امسال در مصاحبه اى عليه من صحبت كرده بود اما چون آن صحبت ها جنبه شخصى داشت،پاسخ ايشان را ندادم اما حالا پاى يك تيم پرطرفدار و مردمى وسط است كه ايشان (دايى) مى خواهد با اعتبار آن بازى كند.به همين دليل لازم مى دانم پاسخ حرف هاى اين آقا را بدهم. قعله نويى اظهار داشت: آقاى دايى!اولا به شما ارتباطى ندارد كه استقلال متعلق به چه كسى است.اين تيم نه به من و نه به هيچ مربى ديگرى تعلق ندارد و فقط مردم و طرفداران صاحبان آن هستند.شما هم بهتر است به فكر تيم ملى باشيد كه روز به روز تماشاگران خود را كمتر از گذشته مى بيند. قلعه نويى در ادامه گفت:اين آقا مدعى شده كه غيبت ۲ بازيكن ملى پوش ما تأثيرى در نتيجه ديدار با پگاه نداشته است.مى خواستم بگويم اگر راست مى گويد،خودش هم در يك بازى حساس تيم ملى از جواد نكونام استفاده نكند تا معلوم شود غيبت يك بازيكن چه تاثيراتى خواهد گذاشت.
وى افزود: ما در بازى با پگاه يك بازيكن را به دليل آسيب ديدگى و ۲ نفر را به خاطر حضور در اردوى تيم ملى در اختيار نداشتيم كه همين قضيه ۳۰ درصد توان تيمى ما را كاسته بود. حالا نمى دانم اين آقا چگونه مى گويد غيبت طالب لو و كاظمى تأثيرى در كار ما نداشته است. سرمربى استقلال عنوان كرد: دايى درست مى گويد تيم ملى سالهاست كه درجا مى زند اما اى كاش دلايل درجا زدن تيم ملى را هم اعلام مى كرد تا مردم بدانند. من به شما مى گويم تيم ملى چرا درجا زده است؛يكى از دلايل آن همين آقاى دايى بود كه بايد ۶ ۷، سال پيش فوتبال را كنار مى گذاشت تا جوان ها فرصت خودنمايى پيدا كنند. قلعه نويى كه بشدت از اظهارات دايى ناراحت بود گفت: زمانى كه بنده تيم ملى را تحويل دادم اين تيم در رنكينگ فيفا مقام اول آسيا را داشت اما حالا كجا هستيم؟! بهتر است اين آقا فكر مردم را منحرف نكند.بزرگترين هنر دايى فرارى دادن تماشاگران بوده،طورى كه تيم ملى در يك بازى ۳ هزار نفر تماشاگر داشته و در بازى ديگر ۵۰۰ نفر!وى ادامه داد: همه ناراحتى اين آقا به خاطر اين است كه بنده از تيم ملى خطش زدم. تا امروز هم اگر پاسخ حرفهاى او را ندادم به خاطر تيم ملى بود اما احساس مى كنم ديگر نبايد اجازه داد يك نفر افكار مردم را منحرف كند.ايشان بهتر است به جاى حرف زدن در مورد استقلال،فكر سايپا باشد. قلعه نويى اضافه مى كند: كجاى دنيا شما ديده ايد كه سرمربى تيم يازدهم جدول سرمربى تيم ملى شود؟ سايپايى كه خود اين آقا بسته بود و تمرينات و بدنسازى آن را از اول تا آخر تحت نظر داشت در ليگ يازدهم شد؛چرا درباره اين موضوع به مردم توضيح نمى دهند؟ قلعه نويى در آخر گفت: اردوهاى۲۰ روزه ديگر در دنيا منسوخ شده است اما اين آقا كه از اين مسائل اطلاعاتى ندارد تيم را ۲۰ روز به اروپا برد و كسى هم نپرسيد با كدام منطق اين كار را انجام داد. حالا هم كه به خاطر بازى هاى غرب آسيا باشگاه ها را به بازى گرفته است،در حالى كه سال گذشته ما تيم دوم خود را به همين بازيهاى غرب آسيا فرستاديم و قهرمان شديم. ضمنا تمام بازيكنانى كه امروز دايى مدعى است كه آنها را كشف كرده در بازى هاى غرب آسياى سال گذشته توسط بنده انتخاب شدند و به مقام قهرمانى آن مسابقات هم رسيدند.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 10:39 قبل از ظهر توسط پرشیا |


ايران ورزشى- درد وحشتناكى تمام وجودش را فرا گرفته بود؛ زمانى كه دكتر نوروزى با اشاره به امير قلعه نويى پيغام داد كه بايد او تعويض شود نگرانى در چهره اش موج مى زد، به محض اينكه دوربين سيار آزادى روى صورتش زوم كرد ديگر نتوانست ناراحتى خود را پنهان كند، دستهايش را روى صورتش گذاشت تا اشك هايش را كسى نبيند.
جواد رزاقى مدافع ابومسلم باور نمى كرد اميد روانخواه به اين روز بيفتد، او درباره لحظه اى كه شماره ۲۳ استقلال سرنگون شد مى گويد:« اصلا باورم نمى شد اميد مصدوم شود؛ صداى عجيب و وحشتناكى بود، خدا كند رباطش پاره نشده باشد!»
خداداد افشاريان كه در سوت خود به نشانه پايان نيمه اول دميد امير قلعه نويى به سمت اميد رفت تا ببيند اوضاع او در چه حالى است؛ سرمربى آبى ها با چهره اى مغموم سرش را به نشانه تاسف تكان مى دهد و به سوى رختكن مى رود.
دكتر نوروزى هنوز نمى داند چه سرنوشتى در انتظار شمار ه ۲۳ است؛ وقتى با سيل سؤالات مشابه رو به رو مى شود، با اضطراب مى گويد:« نمى دانم اما اميدوارم آن چيزى كه همه تصورش را مى كنند نباشد، اميد بدنش آماده است واقعاً خدا به او رحم كند.»
از حرفهاى استقلالى ها پيداست كه اتفاق ناخوشايندى در انتظار هافبك جوان آبى هاست ولى كسى جرات نمى كند دراين باره حرف بزند. بازيكنان استقلال يكى پس از ديگرى از رختكن بيرون مى آيند اما اميد يكه و تنها در رختكن مى ماند؛ دوربين هاى تلويزيونى پشت در رختكن منتظرند تا اجازه ورود پيدا كنند و با او مصاحيه كنند اما امير قلعه نويى براى حفظ روحيه هافبك تيمش به جويبارى مى گويد:« كسى داخل نرود! به اندازه كافى اين بچه عصبى و ناراحت است اگر با او مصاحبه كنند بدتر مى شود.»
امير با قيافه اى درهم از پله ها بالا مى رود، مشخص است كه از دست دادن اميد برايش تلخ است اما بايد سوخت و ساخت!
بازى تمام مى شود، آبى ها خوشحال از دشت اول با لبخند رضايت وارد رختكن مى شوند. امير از همه زودتر مى آيد، اميد مى خندد و به امير خان تبريك مى گويد، ژنرال سعى مى كند ناراحتى خود را پشت لبخندهاى مصنوعى اش پنهان كند.
بازيكنان دور هم جمع مى شوند تا امير حرف بزند:« شما جزو بهترين ها هستيد اما نبايد در باد اين پيروزى بخوابيد، بازى ابومسلم همين جا تمام شد از امروز به شكست پگاه فكر مى كنيم.»
مجتبى جبارى لباسش را عوض مى كند و به سراغ اميد مى رود؛ حرفهاى اميدوار كننده مجتبى اشكهاى اميد را سرازير مى كند اما مجتبى دوست ندارد روحيه او خراب شود. او را در بغل مى گيرد و مى گويد:« انشاا... چيزى نيست.» دكتر نوروزى تأكيد مى كند كه پايش تكان نخورد.
دو نفر از بچه هاى استقلال با دستهاى قلاب كرده او را از روى نيمكت رختكن بلند مى كند اما درد ناشى از مصدوميت امان روانخواه را بريده، على نظرى كه كلافه از اين كابوس تلخ است با صداى بلند مى گويد:« آقا مدد برو به آمبولانس بگو بيايند اين بچه درد دارد.» خبرى از آمبولانس نيست، مجتبى جبارى كنار اميد ايستاده و يك لحظه از كنار او تكان نمى خورد. جبارى تنها كسى است كه شرايط او را درك مى كند.
زمان به سرعت مى گذرد و درد اميد لحظه به لحظه بيشتر مى شود، از آمبولانس و برانكارد هيچ خبرى نيست، با زحمت فراوان بازيكن مصدوم استقلال را تا جلوى پله هاى تونل مى آورد، تكنسين هاى اورژانس ورزشگاه زمانى كه پاى يخ پيچى شده او را مى بينند سريع دست به كار مى شوند تا او را داخل آمبولانس ببرند.
عرق سرد بر پيشانى اميد نشسته اما با همان حال لبخند مى زند و مى گويد:« قسمت اين بود. حالا مى فهمم محسن خليلى چه مى كشد. خدا كند رباطم پاره نشده باشد.»
چراغ هاى گردون آمبولانس كه روشن مى شود راه باز مى شود تا ماشين از لابه لاى جمعيت عبور كند. دكتر نوروزى كه مجبور است در آزمايش تست دوپينگ بازيكنان استقلال حضور داشته باشد درباره آخرين وضعيت اميد مى گويد:« نمى دانم چرا اينطور شد؛ درشرايط كنونى هيچ اظهار نظرى درست نيست بايد ابتدا MRIپاى او بگيريم بعد در خصوص وضعيت او اظهار نظر كنيم اما آنچه فعلاً مسلم است اين است كه او فعلاً قادر به همراهى استقلال نيست و اين موضوع را به امير قلعه نويى و كادر فنى استقلال اعلام كردم چون شدت آسيب ديدگى او زياد است و بايد تحت مداوا قرار بگيرد.»
پزشك استقلال دوست ندارد درباره روانخواه حرف زيادى بزند اما از نوع صحبت هاى او كاملاً پيداست كه مصدوميت اميد زياد هم عادى نيست.

مصدوميت اميد روانخواه به همان اندازه آبى هاى پايتخت را نگران كرد كه پرسپوليسى ها از شنيدن خبر مصدوميت محسن خليلى در اردوى تيم ملى در اسپانيا خواب از چشمانشان گرفته شد. بازيكنانى كه در دربى رفت و برگشت ليگ هفتم گل هاى دو تيم را به ثمر رساندند حالا ديگر قادر به همراهى تيمهايشان نيستند. شباهت مصدوميت روانخواه و خليلى بيانگر اين است كه اين دو به جز رقابت فوتبالى در مصدوميت هم سرنوشتى نظير ديگرى دارند.
با اين تفاسير فكر مى كنيد امسال دربى بدون گلزنان رفت و برگشت گلزن ديگرى خواهد داشت يا....

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 10:32 قبل از ظهر توسط پرشیا |


سلام دوستان بعد از مدتها

میخوام راجع به نقل و انتقالات بنویسم

درضمن قهرمانی اس اس رو به همه تبریک میگم

البته با جناب ژنرال  ......

۱-تیم لنگ:

افشین لوک که حاضر نبود به ایران برگرده به خاطر یک میلیارد برگشت و دوباره شروع به زر زدن کرد

محسن خلالی تمدید کرد  احتمالا نکبت مشهدی هم تمدید میکنه   علوی رو اوردن که میخواد با ممد سوتی (نصرتی) خط دفاع سوراخین رو تشکیل بده

و بقیه که معلوم نیست از کجا اومدن؟؟؟

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387 5:48 بعد از ظهر توسط پرشیا |


سلام بعد از مدتها

امیر خان اومد خوش اومد

فقط می خواستم تولد داداش وحید و تبریک بگم

وحید دست طلائی

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387 10:43 قبل از ظهر توسط پرشیا |


سلام دیدید برگشتم...

ناصر خان گفته گل سپاهان تقصیر طالب لو نبوده و مقصر امیر ابادی بوده.......

حالا چند تا عکس که بعضی از دوستان خواسته بودن.

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 12:45 بعد از ظهر توسط پرشیا |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

نام : پرشیا
تاریخ تولد : 23 / 12 /××
باشگاه مورد علاقه : استقلال
خارجی: آث میلان
تیم ملی : آرژانتین و ایتالیا
بهترین بازیکن : وحید طالب لو
خارجی : نستا ..مالدینی.. پیرلو.. کاکا ..گوتی..ساویولا.. مسی ..
منفورترین بازیکن : نکبت مشهدی .. غلامعباس آشوبی...نصرتی چپول و تمامی بازیکنان لنگی
شعارها : وحید دست طلائی سرور آسیایی
رو قلب من نوشته وحید بوفون رو عشقه


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

استقلال قهرمان
آبی های پایتخت
کانون هواداران استقلال تهران
آرزوهای آبی
تیفوسیها-استقلال تهران
آبی بی همتا
فقط به عشق اس اس
رو قلب من نوشته مهدی سلطان عشقه
استقلال تاج آسیا
استقلال و تاج
سرزمین فوتبال
فریدون زندی ستاره ی من
وحید 77 اس اس
همه میدونن آبی سرور قرمزه پس آبیاش بیان
مجله آنلاین فوتبال
آره بابا آبیته
پایگاه خبری هواداران متعصب آبی پوشان
فوتبال برتر
ایران اسپرت
آبی06
دنیا فقط آبی(ساره)
مهدی اس اسی
استقلال قهران (میلاد)
استقلال دوست داریم
هواداران آتیشی وحید طالب لو
آبی ترین دختر دنیا
گروه شیاطین متعصب آبی4 (فقط وحید عشقه)
گروه شیاطین متعصب آبی 3
گروه شیاطین متعصب آبی
گروه شیاطین متعصب آبی 8
گروه شیاطین متعصب آبی 2
ابی ترین پسر ایران
سایت رسمی وحید طالب لو
اندره ا پیرلو
هواداران طالب لو و استقلال
شوچنکو
فریاد ابی
رم
بایرن مونیخ
نستا
کاکا و بکهام
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

تیر 1388

آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
دی 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386



پیوندها

سایت رسمی باشگاه میلان
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin